«روضه اطهار» یعنی «مزار پاکان»
این تعبیر را یکی از ادبای قرن یازدهم هجری به سبب کثرت مزارات اولیاء در «تبریز» به خاک این شهر اطلاق کرده است. با این عنوان تا زمانی که توفیق همراه باشد از علمای عامل و عرفای کاملی که در «روضه اطهار» زیستهاند مینویسم. شاید نگارنده را سبب بیداری و سالکی را سبب اشتیاق شود.
آیتالله سید محمد حجت کوه کمرهای (ره) از فقهای نامدار قرن چهاردهم هجری قمری و به حق٬ یکی از مفاخر فقاهت و اجتهاد و از ذخایر معنوی خطه آذربایجان میباشد. او پس از رحلت آیتالله سید ابوالحسن اصفهانی (ره) مرجعت تامه شیعیان را دارا بود و میلیونها شیعه مقلد او بودند. او وصی و نایب آیتالله حاج شیخ عبدالکریم حائری (ره) - مؤسس حوزه علمیه قم - بود و آیتالله حائری (ره) اندکی پیش از رحلت خود اداره تمام امورات مذهبی و مربوط به حوزه را به او واگذار کرده بود.
آیتالله حجت کوه کمرهای (ره) در حدود یکصد و بیست سال پیش در سال ۱۲۶۸ هجری شمسی در تبریز متولد شد. پدران ایشان همه از سادات اصیل و شریف روستای «کوه کمر» - از توابع تبریز - بودهاند. سادات کوه کمر از سادات حسینی بوده و از شرافت و بزرگواری بسیار زیادی برخوردارند و به گفته آیتالله مرعشی نجفی (ره): «سادات کوه کمر بخصوص سادات حسینی آن که آیتالله حجت (ره) از آنهاست٬ در صحت نسب و شرافت حسب در غایت شهرت بوده و در هر عصری مورد توجه عامه و خاصه مردم بودهاند.»
ایشان در زادگاه خویش٬ تبریز٬ به جهت هوش سرشار و بخصوص حافظه استثنایی که به داشتن آن مشهور بود توانسته بود در زمان اندکی علاوه بر ادبیات معمول و مقدمات فقه و اصول٬ با علوم عقلی و ریاضیات نیز آشنا شود. ایشان با طب که در آنزمان به «طب قدیم» مشهور بود و همچنین با علم فیزیک و شیمی در همان دوران جوانی آشنا بود. چنانچه از گفتههای خود ایشان بر میآید٬ وی برای فراگیری برخی از کتب حوزه٬ نزد استاد حاضر نشده است. بلکه با مطالعه خویش توانسته حتی آن را تدریس کند! آقای رازی مؤلف کتاب «آثار الحجة» مینویسد: «ایشان به حقیر فرمودند همه شرح کبیر موسوم به «ریاض» سید علی را در نزد پدر خود در تبریز خواندم و جلدین «شرح لمعه» را با مطالعهی تنها٬ یعنی بدون اینکه نزد استاد خوانده باشم٬ دو دوره در تبریز درس دادم و پس از تکمیل سطوح به نجف اشرف عزیمت نمودم.» ایشان به هنگام عزیمت به نجف ۲۰ سال داشته است. آیتالله حجت (ره) در سن چهل سالگی و در سال ۱۳۰۸ هجری شمسی به جهت بیماری و ناراحتی جسمی به ایران بازگشت.
از اقدامات ارزنده ایشان احداث مدرسه «حجتیه» است که به وسعت 13 هزار متر مربع با 126 حجره٬ مسجد و شبستان با طراحی و معماری علامه طباطبائی (ره) ساخته شده است. کتابخانه نفیس و ذیقیمتی نیز در قلب این مدرسه جای گرفته که بیست هزار جلد کتاب دارد.
افزون بر مقام والای علمی٬ نورانیت و معنویت خاصی در چهرهاش موج میزد. بسیار کتوم و رازدار و از شهرت گریزان بود. چنان حقیقت و معنویت خود را پنهان میکرد که حتی شاگردان نزدیک او تا پس از رحلت ایشان از احوالاتش بیخبر بودند. نقل است روزی٬ یکی از علمای بزرگوار برای ارتباط با روح بلند شیخ بهائی زمینه را فراهم میکرد که به او گفتند از آنجا که سید محمد حجت (ره) هفتهای یکبار به محضر حضرت ولیعصر (عج) مشرف میشده است٬ اکنون شیخ بهائی برای استقبال از ایشان آماده میشود. آن عالم بزرگوار تعجب کرد زیرا آیتالله حجت (ره) هنوز در قید حیات بود. فردا ظهر خبر رسمی رحلت آیتالله حجت (ره) از رادیو پخش شد!
در آخرین کسالتی که قبل از وفاتش داشت٬ همه خانواده و وکیل خود را احضار کرد و پس از حاضر شدن وصی خود آقای حاج سید احمد زنجانی و بعضی فضلاء دیگر فرمود «مُهر مرا بشکنید!» آقایان گفتند برای چه؟ فرمود: برای اینکه بعد از من کسی از این مهر سوء استفاده نکند. عرض کردند حالا چرا؟ فرمود: از این کسالت خوب نخواهم شد و به این موضوع اصرار کرد ولی حاضرین تفأل به نیک نگرفتند و انکار کردند تا ایشان قرآن خواسته و استخاره برای این کار کرد. ایشان تا قرآن را گشود و به اول صفحه آن نگاه کرد با وجد و نشاط فراوان گفت: له دعوة الحق (سوره رعد٬ آیه ۱۴) و همان کسالت منتهی به رحلتش شد.
آن جناب پیش از فرا رسیدن زمان وداع٬ تربت سالار شهیدان را طلب میکند٬ کمی از آن را بر زبان میگذارد و میفرماید: «آخرُ زادی من الدنیا تربةُ الحسین» وقتی خبر رحلت ایشان به آیت الله بروجردی (ره) میرسد میفرماید: «کمرم شکست.» ایشان در سال ۱۳۳۰هجری شمسی رحلت فرمود و در همان مدرسه حجتیه که با خون دل و زحمات فراوان ساخته بود٬ به خاک سپرده شد.
ویرایــــش نوشت: این قسمتی از کامنت یک بزرگوار است (با تشکر از این بزرگوار):
3. موثّقا شنيدهام آقاي حجت .ره. موقعي كه ميخواستن گلنگ مدرسهشون رو بزنند، شرط گذاشته بودن كه كسي بايد اولين كلنگ رو بزنه كه تا بحال نماز صبحش قضا نشده باشه!!!!!!!!!
4. اين رو مقايسه بفرمايين با مراسم كلنگزني (افتتاحيهي) امروزه!!!!
منابع:
- مفاخر آذربایجان٬ ج ۱ (فقیهان و مفسران)٬ ص ۳۲۲ - ۳۱۵
- افلاکیان خاکنشین (مؤسسه تحقیقاتی و مطالعاتی شمس الشموس - دانشگاه تهران)

